سرود ایران

مقدمه

این سرود، روایتِ بیداریِ ملتی‌ست که از دلِ تاریخ، دوباره به اکنون بازمی‌گردد؛ از فروهر تا کاوه و آرش، از کوه تا میدان. نه برای ستایشِ گذشته، که برای ساختنِ فردا. این صدا، صدایِ عهدی‌ست که هنوز زنده است؛ عهدِ ایستادن، دیدن، و برخاستن برای ایران.

تقدیم‌نامه

تقدیم به مردمی که در سکوت نماندند،

به دلیرانی که نام‌شان در کتاب‌ها نیست اما سرنوشت را نوشتند،

و به ایران؛

که هنوز در نگاهِ فرزندانش، راه و رهایی را جست‌وجو می‌کند.

فروهر گواهِ سپیده‌دمان ایران

دلِ ما نگهبانِ عهدِ نهان ایران

زِ زاگرس تا البرز، خیزِ مردمی ایران

به هر شهر برخاسته شورِ جان ایران

نه تاجِ ستم می‌پذیرد نه زندان ایران

نه محرابِ تزویر می‌خواهد نه سلطان ایران

«به پا شو، به پا شو برایِ جهان ایران

که روشنی می‌رسد به تو، نگهبان ایران»

اگر شب فرو ریزد از آسمان ایران

سحر می‌دمد از نگاهِ دلیران ایران

کاوه هنوز است در دستِ ما درفشان ایران

آرش هنوز است در چشمِ ما پرکمان ایران

به هم می‌رسد نسل‌ها هم‌زبان ایران

پیش خواهد رفت تا نفسِ پایان ایران

«به پا شو، به پا شو برایِ جهان ایران

که روشنی می‌رسد به تو، نگهبان ایران»

Armin Ir918

بیان دیدگاه