قبل از تو

قبل از تو جهانم‌ در آشوب بود

دل در ناکامی رمیم و گرفتار بود

قبل از تو فهم من چنان کوته

کز لطفت ای هما برحذر بود

مسیر عبور پایانش جاده ابریشم

شکوه این قلمرو ز رخسارت تو بود

بشستی ننگ تو از دامان خلق مان

تا نگوییند عذرا لکاته شهر نو بو‌د

بشکافت قعر زمین از طنین نفست

که معمار ناشی این ملک رب بود

بروید گل ارغوان با حرم وجودت

بگویید که پیغمبر خاوران زن بود

این نر نه از دماغ فیل افتد

کلفت این نمک بحرام زن بود

مهرت کند سیاف را باغبان شهر

وقارت‌ بانوی صلح و عدل بود

تبسمت اغوا کرد حکیم و‌ حاکم

آتش بس بین خیر و شر بود

تو ماندی عشق را کنی جاری

نیایشگاه عوام به درگه تو بود

مرا گر مرض و‌ زخمی هست

فروغ تو علاج همه ادوار بود

گر‌ مرا مکاشفه نشود اسرار ازل

دانم‌عارف عارفان تلمیذ تو‌ بود

باطنن گر هستی چنین بی آلایشی

ظاهرا شیطان رحیم،الله رجیم بود

فسخ بیعت با دیو ادیان ابراهیمی

قربانی اصلی این حکایت زن بود

بگذار بماند در تاریخ این جمله

که سهراب شاهنامه من زن بود

بیان دیدگاه