خیام

لخت و سرگردان بخوانش فرزند باد

تاریخ فرمند پارت,پارس و ماد

پیامبرانی چون مزدک،زرتشت و مانی

سرزمینی غنی از دانش،نفت و کانی

فرهنگی با قدمت،مقتدر و ابدی

صلح همه شمول همه جا خرمی

ولیکن هرچه بود آن توهم اتوپیا 

بیابی نشانش در گور و خراب‌ها

کجایی سهراب چشم ها را بشویی

که برای زیستن نمانده حتی شوری

دو چیز در حال گسترش است اینجا

یکی زندان و دیگری سایز جیب ها 

فرقی ندارد چه باشد زن،مرد

همه در کولاک درک و درد

بگذار یادی ز عرفان خیام کنیم

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم.

بیان دیدگاه